کرونا

این ویدئو رو با دقت نگاه کنید. در اون یک “فقط تهران بچه آدمه بقیه توله سگن” ریزی نهفته است.

12ام اسفند 1398 بازدید : دسته بندی : دسته‌بندی نشده

طرحی از پوران

برای من که از شریعتی تاثیر پذیرفتم درگذشت پوران شریعت رضوی ناراحت کننده است. نسبت به ایشون شناخت زیادی ندارم ولی کتابی که ایشون درباره زندگی دکتر شریعتی نوشته نشون میده بانوی اهل تفکری هستند. کتاب طرحی از یک زندگی (جلد اول) به قلم خانم شریعت رضوی به مرور خاطراتی از زندگی علمی و مبارزات سیاسی دکتر میپردازه. نثر کتاب روان نوشته شده و حوصله آدم سر نمیره. همچنین مشی منصافانه ای هم داره و از اغراق به دور هست. این کتاب هم علاقه من به دکتر شریعتی رو بیشتر کرد و هم افسوس من از درگذشت زودهنگام ایشون رو. اگر حوصله خوندن کتاب دارید این کتاب رو توصیه میکنم.
خدایش رحمت کند.

اگر این عکس بارگذاری نشده است لطفا به من اطلاع دهید.اگر این عکس بارگذاری نشده است لطفا به من اطلاع دهید.

5ام اسفند 1397 بازدید : دسته بندی : دسته‌بندی نشده

نفس

این چهره را به خاطر بسپارید. از این چهره ها زیاد در این خاک خفته اند. با آرزوهای زیبا و دلهای نازک و بدون هیچ گناهی، ولی از اقبال نه چندان بلندشان در دوره ای پای در زمین گذاشتند که ستمگران عالم بر سهمشان از این دنیا راضی نبودند و چنگ به خاکی زدند تا بلکه بختشان بلند شود.

اگر این عکس بارگذاری نشده است لطفا به من اطلاع دهید.
دیشب در سینما دوباره با حسی  مواجه شدم که آخرین بار آن را در شیار ۱۴۳ درک کرده بودم. درست مثل شیار، یک دقیقه مانده بود فیلم تمام شود که آبیار زهرش را ریخت و دوباره نفسی که بند آمد و بغضی که فرو خوردم …

* ربطی زیادی به نوشته ندارد ولی خیلی ناراحت میشم وقتی هنوز تیتراژ پایانی فیلم شروع نشده چراغ سالن رو روشن میکنن. واقعا دو دقیقه دیرتر روشن کردن چراغها منجر به اتفاق خاصی نمیشه. شاید آدم بخواد یکم توی حس فیلم بمونه.

4ام آذر 1395 بازدید : دسته بندی : دسته‌بندی نشده

انسان من

نمیدانم در وصفش چه بگویم

بهترین توصیفی که از او دارم این است که به معنای واقعی کلمه انسان بود. دو راهی افسانه ای که در آن قرار داشت برای همه ما یک راهی بود. از دید ما یک راه بالاترین مقام حکومت بود و راه دیگر دفاع از هواداران قاتل فرزند. خُب این که دیگر دو راهی نیست که بخواهی اسیرش شوی. بچسب به ردای خلافت. اما برای او داستان خیلی فرق میکند. خیلی…

خدا چنین موجوداتی را می آفریند که ما بهانه نداشته باشیم. حیف که در سنین ابتدای جوانی از دستش دادم

یادم نمیرود اشک سوزناکی را که در رفتنش بر چشمانم دیدم.

روحت شاد و رویم سیاه

21ام مرداد 1395 بازدید : دسته بندی : دسته‌بندی نشده

شب قدر

درس این شب قدر از زبان آقای رحیمی

پسر جندب درباره گنهکاران از همکیشان خود جز سخن نیک مگو، از خدا برای آنها توفیق بخواه و توبه تقاضا نما. هر کس به ما توجه کند و ما را دوست بدارد و با دشمنان ما رابطه دوستی نداشته باشد و “آنچه میداند بگوید و از آنچه نمیداند یا چیزی که بر او مشتبه است ساکت باشد” اهل بهشت است.*

اجرا کردن این دستور العمل سخت تر از کندن کوه است.

———————————————————————–

* بخشی از رهنمودهای امام صادق به عبدالله ابن جندب، بحار الانوار، ج۷۵، باب ۲۴

7ام تیر 1395 بازدید : دسته بندی : دسته‌بندی نشده

پایانی بر یک زندگی

در زندگی من روزهایی وجود دارد که فراموش شدنی نیستند،
افرادی وجود دارند که از یاد رفتنی نیستند،
اتفاقاتی وجود دارد که تقسیم شدنی نیست،
حس هایی وجود دارد که درک کردنی نیستند.
امروز یکی از آن روزهاست
این حس یکی از آن حس هاست
عجیب است که نمیشود توضیحش داد، آدم با این همه احساس وا میماند که چگونه آن را بیان کند. یک جورهایی مثل این است که میخواهی وارد یک دنیای جدید بشی.
قسمت این بود که بیست و نه سال زنده بمانم تا در ابتدای ۳۰ سالگی یک زندگی جدید را آغاز کنم. میدانم بعدها که به عکسهای دوران تجرد نگاه کنم حسرت خواهم خورد البته نه حسرت پشیمانی که حسرت دلتنگی.

دلم برای روزهایی که بدون اندک دغدغه ای تک و تنها شمال تا جنوب شهر را پیاده قدم میزدم تنگ خواهد شد،
دلم برای روزهایی که به بهانه مراسمهای دانشجویی زود کار را تمام میکردم تنگ خواهد شد،
دلم برای آرمان های تعدیل نشده دوران جوانی تنگ خواهد شد،
با این حال این را میدانم که این طبیعت جریان زندگی است. اگر با آن همراه نشوی حسرت آینده ات را هم خواهی خورد. بعضی چیزها را نباید تغییر داد، تنها باید با آن همراه بود.
خداحافظ

 

اگر این عکس بارگذاری نشده است لطفا به من اطلاع دهید.

زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من، بر امید دانه ای افتاده ام در دام دوست

11ام دی 1394 بازدید : دسته بندی : دسته‌بندی نشده

پیچ‌هایی که یکی یکی سفت می‌شوند

داستان پیچ‌هایی که یکی یکی سفت می‌شوند:

۱۷ آذر ۱۳۹۴ >> طرح یک فوریتی نحوه انتصاب اشخاص در مشاغل حساس

۱۴ شهریور ۱۳۹۴ >> ۱۰ وظیفه و مأموریت شورای عالی فضای مجازی در دوره جدید

۱ تیر ۱۳۹۴ >> محدودیت جدید وکلا در قانون آیین دادرسی کیفری

ﺗﻀﺎدﻫﺎﻳﻲ ﺑﺪﻳﻦ ﺳﺎن ژرف ﻛﻪ ﻧﻪ در اﺧﺘﻼف اﻧﺪﻳﺸﻪﻫﺎ، ﺑﻠﻜﻪ در دوﮔﺎﻧﮕﻲ ﺑﻨﻴﺎدﻫﺎی ﺟﻬﺎن ﻧﮕﺮاﻧﻪ رﻳﺸﻪ دارد، ﻧمیﺗﻮاﻧﺪ ﺟﺎوداﻧﻪ در ﺻﻠﺢ ﺑﺎﻗﻲ ﺑﻤﺎﻧﺪ. آزادی اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻛﺠﺎ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ در زﻳﺮ ﺳﺎﻳﻪ ﺳﻨﮕﻴﻦ دﻳﻜﺘﺎﺗﻮری زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﺳر آورد؟ دﻳﻜﺘﺎﺗﻮری ﻛﻲ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ دل آﺳﻮدﮔﻲ ﻧﻔﺲ ﺑﻜﺸﺪ، ﺗﺎ وﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﻫﻨﻮز آزاده ﺟﺎﻧﻲ در ﻗﻠﻤﺮو آن ﺑر پای اﻳﺴﺘﺎده ﺑﺎﺷﺪ؟ اما همیشه می‌ﺑﺎﻳﺪ ﺳﺒﺒﻲ در ﻛﺎر ﺑﻴﺎﻳﺪ ﺗﺎ اﻳﻦ ﻛﺸﺎﻛﺶ ﭘﻨﻬﺎن، آﺷﻜﺎرا ﺷـﻮد.*

دوران سختی در پیش است …

____________________________________________________________

* وجدان بیدار، انتشارات فرزان روز، ص۹۶

17ام آذر 1394 بازدید : دسته بندی : دسته‌بندی نشده

کتاب‌هایی که خوانده‌ام

مدت‌ها بود که به دنبال شیوه‌ای برای آرشیو کردن اطلاعات کتاب‌هایی که خوانده‌ بودم می‌گشتم تا بالاخره این روش رو پیدا کردم. به نظر من خط سیر کتابخوانی میتونه روش مناسبی برای درک سیر تغییر افکار شخص باشه. به همین دلیل از این پس هر کتابی که بخوانم در این قسمت اضافه و سپس پست را به روز خواهم کرد. البته کتاب‌هایی هم بوده‌اند که قبلا خوانده بودم ولی به دلیل آنکه تاریخ خواندن آن‌ها را نمیدانم در این خط سیر وجود ندارند.

22ام آبان 1394 بازدید : دسته بندی : دسته‌بندی نشده

دخترک فال فروش

در چشمانش دلهره موج میزد. دخترک ساده پوش فال فروش را میگویم. در پیاده رو مشغول قدم زدن بودم غرق در افکار پوچ و آمال های دراز، تمام فکرم مشغول بود. در نزدیکی چهار راه جایی که ماشین ها دغدغه ای جز سبز شدن چراغ نداشتند به ناگاه چشمم به دخترکی افتاد که اولین مشخصه اش دلهره بود. به جایی خیره شده بود و آرام آرام در خلاف جهت من به من نزدیک میشد. معلوم بود که حسابی ترسیده است. میخواست کسی یا شاید کسانی او را نبینند. من آنقدر در نگاهش نگاه میکردم که اصلا برنگشتم ببینم آن هیولایی که او را ترسانده چیست؟ تا اینکه بعد از چند قدمِ محتاطانه، ناگهان شروع به دویدن کرد. دویدن که نه فرار. مثل باد از کنارم گذشت تازه یادم آمد که سر به سوی هیولا بتابانم. برگشتم در لابلای ماشین های پشت چراغ سرک کشیدم تا بالاخره پیدایش کردم. یه ون سفید رنگ که انگار دغدغه اش چراغ راهنمایی نبود. رویش نوشته بود مرکز فوریتهای اجتماعی.
دلم ریخت. بچه که بودم اصلا فرق اتوبوس و مینیبوس را نمی فهمیدم ولی این دخترک حالا باید چه چیزهایی را بلد باشد.

اگر این عکس بارگذاری نشده است لطفا به من اطلاع دهید.

عکس آرشیوی است و ارتباطی با متن ندارد

امثال او در این شهر زیاد است ولی امثال ما که سرمان در لاک خودمان است و فقط مشکلات خود را میبینیم بیشتر است.

در روستای پدری من خانواده بی بضاعت زیاد وجود دارد. هر از گاهی مادرم کمکهایی را برای آنها می برد و بعضی وقتها من با ماشین مادرم را به منزل آنها میبرم. هر وقت به آنجا میرسم با دیدن خانه های کاهگلی که کنار هم ساخته شده اند لرزه بر اندامم می افتد که من به چه فکر میکنم و به چه باید فکر کنم.

اصلا برای کسی که در این خانه زندگی میکند مهم است که توافق هسته ای بشود یا نه؟ مهم است که خاتمی می آید یا نمی آید؟ مهم است که احمدی نژاد چه کرده و یا نکرده؟ مهم است…؟ و هر دفعه به خود این پاسخ را میدهم که نه مهم نیست. اصلا هم مهم نیست.

16ام مرداد 1394 بازدید : دسته بندی : دسته‌بندی نشده

در سوگ آزادی

با صدای بلند میگویم: توقیف ۹ دی را یک لکه سیاه پر رنگ در کارنامه نسبتا روشن دو ساله روحانی میدانم. باید به حال آزادی گریست.

اگر این عکس بارگذاری نشده است لطفا به من اطلاع دهید.

۹ دی توقیف شد

 

13ام مرداد 1394 بازدید : دسته بندی : دسته‌بندی نشده