نفس

این چهره را به خاطر بسپارید. از این چهره ها زیاد در این خاک خفته اند. با آرزوهای زیبا و دلهای نازک و بدون هیچ گناهی، ولی از اقبال نه چندان بلندشان در دوره ای پای در زمین گذاشتند که ستمگران عالم بر سهمشان از این دنیا راضی نبودند و چنگ به خاکی زدند تا بلکه بختشان بلند شود.

اگر این عکس بارگذاری نشده است لطفا به من اطلاع دهید.
دیشب در سینما دوباره با حسی  مواجه شدم که آخرین بار آن را در شیار ۱۴۳ درک کرده بودم. درست مثل شیار، یک دقیقه مانده بود فیلم تمام شود که آبیار زهرش را ریخت و دوباره نفسی که بند آمد و بغضی که فرو خوردم …

* ربطی زیادی به نوشته ندارد ولی خیلی ناراحت میشم وقتی هنوز تیتراژ پایانی فیلم شروع نشده چراغ سالن رو روشن میکنن. واقعا دو دقیقه دیرتر روشن کردن چراغها منجر به اتفاق خاصی نمیشه. شاید آدم بخواد یکم توی حس فیلم بمونه.

4ام آذر 1395 بازدید : دسته بندی : دسته‌بندی نشده نویسنده : مدیر

دیدگاه خود را به ما بگویید.